آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
آثار ناشی از فسخ قرارداد پیمانکاری
ارسال شده در 22 خرداد 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • خیار تخلف شرط

 

خیار شرط نتیجه تراضی و خیار تخلف از شرط نتیجه ی تخلف از تراضی و امتناع از اجرای تعهد ناشی از آن است.[۳۵] تشخیص در عمل این اثر مهم را دارد که اگر آنچه در قرارداد آمده خیار شرط باشد چون مدت آن معین نشده، باطل است و قرارداد هم باطل می نماید.[۳۶]
دانلود پایان نامه
در حالی که اگر خیار تخلف از شرط تلقی شود نافذ است زیرا در این خیار لزومی ندارد مدت معلوم شود و به نظر نمی رسد که منوط شدن خیار به یاس از امکان اجرای آن از قواعد مربوط به نظم عمومی باشد و تراضی نتواند صرف تخلف از انجام شرط را سبب ایجاد خیار کند.
اختیار فسخ پیمان توسط کارفرما در مواد ۴۶ و ۴۸ ش.ع.پ مشاهده می شود. ماده ۴۶ تجلی خیار تخلف شرط و ماده ۴۸ تجلی خیار شرط می باشد لکن نه تمامی آنچه در ماده ۴۶ احصا شده، به معنای دقیق کلمه خیار تخلف شرط است و نه تمامی آنچه مربوط به ماده ۴۸ است، خیار شرط است و خیار فسخ ماده ۴۸ در کلیه موارد محدود به زمان معینی نبوده بلکه همزمان با انعقاد پیمان این حق ایجاد شده و به صورت مقتضی، موجود می باشد لیکن تحقق آن و تبدیل مقتضی به سبب کامل به تحقق یک حادثه خارجی که مربوط به زمان بعد از انعقاد قرارداد است موکول شده و چون زمان تحقق آن حادثه خارجی بعد از عقد معلوم نیست، بنابراین می توان گفت که خیار فسخ پیمان از ابتدا تا انتهای مدت وجود دارد. این ویژگی با ماده ۴۰۱ ق.م سازگاری ندارد. اما برای برطرف شدن ابهام موجود باید گفت: به نظر می رسد ماده ۴۸ ش.ع.پ در ابتدا، شرط خیار پیمان را بدون ذکر مدت بیان می کند و سپس ترتیبات و اقداماتی که پس از خاتمه ی پیمان از حیث چگونگی تحویل موضوع پیمان، نحوه ی تسویه حساب پیمانکار و سایر موارد دیگر را که انجام می شود می شمارد. از این روی موادی که بعضی امور مربوط به طرفین پیمان را به ماده ۴۸ ش.ع.پ مستند می کنند، ناظر به همان ترتیبات و اقدامات پس از خاتمه پیمان است نه مربوط به شرط خیار، بنابراین اگر ماده ۴۸ ش.ع.پ را به طور مستقل و صرف نظر از سایر مواد مرتبط با آن در نظر بگیریم یعنی این که اختیار فسخ کارفرما موکول به مدت معینی نباشد با توجه به ماده ۴۰۱ ق.م محکوم به بطلان خواهد بود. اما اگر مفهوم ماده ۴۸ ش.ع.پ را به سایر مواد مرتبط به آن محدود کنیم، نمی توانیم از آن حکم به بطلان پیمان دهیم و در صحت آن از این حیث تردیدی نیست.
همچنین موارد مندرج در ماده ۴۶ ش.ع.پ عمدتاً مربوط به شرط فعل بوده که پیمانکار به موجب آنها، نفیاً یا اثباتاً متعهد به انجام شرط شده است. در ماده ۲۳۷ ق.م مقرر شده است: «هر گاه شرط در ضمن عقد، شرط فعل باشد اثباتاً یا نفیاً کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا آورد و در صورت تخلف، طرف معامله می تواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.» در مواد ۲۳۸ و ۲۳۹ نیز پیش بینی شده در صورت غیر مقدور بودن انجام شرط توسط ملتزم، اگر انجام آن توسط دیگری مقدور باشد بخرج ملتزم موجبات انجام آن فعل، توسط حاکم فراهم می شود و اگر اجبار مشروط علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او آن را انجام دهد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت. در حالی که اختیار فسخ کارفرما با موازین پیش بینی شده در قانون مدنی، سازگار نیست اما از آنجا که مقررات مواد مذکور چهره ی تکمیلی دارد و تفسیری از اراده مفروض دو طرف بوده و از قواعد آمره نمی باشد،[۳۷] توافق برخلاف آن بلا اشکال است.
با توجه به اصول کلی خیارات، چنین استنباط می شود که در عقود متضمن شرط فعل، چنانچه طرفین برخلاف ترتیب پیش بینی شده در مواد ۲۳۷ الی ۲۳۹ ق.م تراضی نکرده باشند احکام مندرج در مواد یاد شده به عنوان اراده ی مفروض طرفین به آنها تحمیل می شود لیکن در حالتی که خلاف ترتیب مقرر در مواد فوق، تراضی نموده باشند موردی برای تعبیر و تفسیر اراده ی مفروض آنان باقی نمی ماند. نتیجه ای که در ارتباط با ضمانت اجرای تخلف از شروط موضوع ماده ۴۶ ش.ع.پ به دست می آید اینست که ماده مذکور هیچ گونه تعارضی با مقررات جاری در زمینه ی خیار تخلف از شرط فعل ندارد و شاید بتوان گفت که حق فسخ کارفرما یک نوع خیار فسخ قراردادی است.[۳۸]
گفتار سوم: مبنای فسخ
مبنای فسخ قرارداد ممکن است، متفاوت باشد؛ یعنی اینکه فسخ قرارداد مبتنی بر حقی است که یا به وسیلۀ توافق طرفین ایجاد شده است یا به وسیله ی حکم مستقیم قانون به وجود آمده است و این حق برای یکی از طرفین یا هر دو یا شخص ثالث می‌باشد.[۳۹]
بند اول: توافق طرفین
طرفین قرارداد می‌توانند ضمن عقد یا خارج از آن برای یک یا هر دو طرف معامله یا شخص ثالث، حق فسخ قرار دهند مثل اینکه شخصی ماشینی را به دیگری بفروشد و در آن شرط شود که هر کدام از طرفین یا شخص ثالث هر وقت مایل باشند، بتوانند ظرف یک ماه آن معامله را فسخ کنند، به این حق اصطلاحاً خیار شرط گفته می‌شود. همانطوری که در مواد ۳۹۹ و ۴۰۰ قانون مدنی به آن اشاره شده است.
بند دوم: حکم مستقیم قانون
قانون در مواردی برای جلوگیری از ضرری که به طور ناخواسته از قرارداد، متوجه یکی از دو طرف معامله است، به طور مستقیم به او حق می‌دهد که بتواند با فسخ قرارداد، از ضرر مذکور جلوگیری کند مثل این که کسی خانه‌ای را اجاره کند و پس از مدتی متوجه شود که سکونت در آن میسر نیست، که در اینجا به استناد مواد ۴۷۸ و ۴۷۹ قانون مدنی حق دارد عقد اجاره را فسخ کند.[۴۰]
گفتار چهارم: شرائط فسخ
۱) قصد؛ فسخ کننده باید انحلال قرارداد را اراده کند.
۲) رضا؛ فسخ کننده باید راضی به فسخ معامله باشد، و اگر با اکراه چنین کرد، این فسخ اثر حقوقی ندارد.
۳) اهلیت؛ کسی که می‌خواهد عملی حقوقی را فسخ کند، باید اهلیت این کار را داشته باشد و از نظر عقل و سن مشکلی نداشته باشد.
هر چند در «شرایط عمومی پیمان» حق فسخ به طور یک جانبه برای کارفرما پیش بینی شده لیکن اعمال فسخ مقید به وجود شرایطی می باشد که در صورت تحقق آن شرایط، کارفرما مستحق اعمال فسخ می گردد. همچنین باید دانست حق کارفرما در اعمال فسخ مطلق نمی باشد و این مفهوم از بند (الف) ماده ۴۷ ش.ع.پ مستفاد می گردد لذا در ذیل شرایط تحقق فسخ و کیفیت اعتراض پیمانکار در دو قسمت مورد بررسی قرار می گیرد:
بند اول: قصد انشاء
یکی از شرایط اصلی صحت فسخ، انشا فسخ با اراده فسخ کننده می باشد.
اعمال فسخ قرارداد مستلزم وجود قصد انشا بوده چرا که فسخ در زمره ایقاعات می باشد و اصولاً هر ایقاعی باید با قصد انشا اجرا شود تا منشا اثر گردد. فسخ کننده باید انتفاء قرارداد را اراده کند و اگر به قصد شوخی یا سهواً فسخ را اعمال کند، عمل او موجب انحلال قرارداد نخواهد بود. لذا برای اعمال در قراردادهای پیمانکاری نیز کارفرما باید صراحتاً انحلال قرارداد را اراده کند.
اعمال حقوقی به اعتبار اینکه محصول ارادهء دو شخص یا یک شخص باشد به عقد و ایقاع تقسیم می شود که در هر دو مورد اراده برای اینکه موثر باشد و بتواند درعالم حقوق ماهیتی را ایجاد نمایدباید مراحلی را طی کند پس از خطور ماهیتی در ذهن شخص به سنجش نسبت به آن بپردازد و سپس تردید را کنار بگذارد و نسبت به آن راضی گردد و در نهایت امر متصور را ایجاد نماید به آخرین مرحله که ماهیت حقوقی در آن ایجاد می شود قصد انشاء میگویند قصد انشاء در بین شرایط اساسی صحت معامله عنصر ایجاد کننده ی ماهیت حقوقی بوده و سایر عناصرتکمیل کننده آن می باشند بدین جهت قصد انشاء در حقوق خصوصی اهمیت خاصی را دارا است زیرا محور اصلی حقوق خصوصی اعمال حقوقی می‌باشد که قصد انشاء عنصر ایجاد کننده آن است از آنجایی که قصد انشاء یک کیفیت نفسانی است بدین لحاظ موضع دقیق آن در سیر روانی ایجاد یک عمل حقوقی کاملاً روشن نمی‌باشد بدین جهت برخی قصد را عنصر مستقل از رضا ندانسته و قائل به وحدت قصد و رضا می‌باشند. بالعکس برخی قائل به دوگانگی قصد و رضا بوده و قصد را مستقل از رضا تلقی می‌کنند .شرایط تاثیر قصد انشاء جهت ایجاد یک ماهیت حقوقی اختصاص یافته است که آیا اکراه و اشتباه قصد را از اثر می‌اندازد به عبارت دیگر با وجود اکراه و اشتباه آیا قصد انشاء بوجود می‌آید و اگر بوجود می‌آید آیا قصد مؤثری می‌تواند موثر باشد یا خیر؟[۴۱]

بند دوم: رضا
یکی دیگر از شرایط صحت فسخ، رضایت فسخ کننده است.
چون رکن اصلی لازم و کافی برای انعقاد کلیه قراردادها توافق دو اراده است(۱۹۰٫ق.م) و تشریفات خاصی برای شرایط قرارداد افزوده نشده است.
عقد رضایی قراردادی است که به صرف توافق ارادهی طرفین، به شرط اینکه به نحوی از انحإ بیان و ابراز شده باشد واقع می شود و تحقق آن به تشریفات خاصی مانند به کاربردن الفاظ معین یا تنظیم سند نیاز ندارد. پس در حقوق ما اصل اینست که (عقد با تراضی واقع می شود و نیاز به هیچ شکل خاصی ندارد.) در تمییز عقود رضائی، آنچه اهمیت دارد شرایط وقوع پیمان است نه اثبات آن. در برخی دیگر از قراردادها، توافق دو اراده در صورتی معتبر است که به شکل مخصوص و با تشریفات معین بیان شود. دراین نوع عقد که به آن (عقود تشریفاتی) می گویند، صورت عقد شرط وقوع آن است و توافقی که شکل مخصوص را دارا نباشد باطل است[۴۲].
در قراردادهای وزارت خانه ها ومؤسسات دولتی غالباً قیود و شوروطی ملاحظه می شود که در روابط معمولی بین افراد متداول نیست بلکه صرفاً ناشی از قدرت عمومی و حق حاکمیت دولت است.
اگر فسخ قرارداد از روی اجبار و اکراه صورت بگیرد باطل است. برخلاف اعمال حقوقی دو طرفه مانند عقد و قراردادها، فقدان رضا در ایقاع موجب بطلان آن خواهد شد نه عدم نفوذ و به همین دلیل رضایت بعدی مکره، در فسخ، سبب وقوع و تحقق آن نخواهد بود.[۴۳]
بنابراین در قراردادهای پیمانکاری برای تحقق فسخ، رضایت کارفرما در اعمال حق فسخ، لازم و ضروری می باشد.[۴۴]
به دلیل تفکیک قصد و رضا در حقوق مدنی ایران عیوب قصد و رضا کاملاً از یکدیگر متمایز شده است در بحث عیوب اراده موضوع اشتباه مطرح شد و در بحث عیوب رضا به مساله اکراه توجه خواهد شد قانون مدنی موا ۲۰۲ الی ۲۰۹ را به بحث اکراه اختصاص داده است ترتیب مواد قانون مدنی در بحث قصد و رضا (مواد ۱۹۱ الی ۲۰۹) نیز حاکی از آن است که عیوب و اشکالات این دو عنصر عقد از یکدیگر متمایز گردیده است لذا لازم است قبل از بیان مسایل مربوط به اکراه تعریف و بحث مختصری در خصوص (رضا) مطرح گردد.
اگر چه قانون مدنی برای رعایت شکل ماده ۱۹۰ در مقابل ماده ۱۱۰۸ ق.م .فرانسه، چهار بند برای شرایط اساسی صحت معاملات ذکر کرده است اما در واقع در بند یک ماده ۱۹۰ به دو شرط اساسی اشاره نموده است قصد و رضا دو شرط مستقل هستند و مفهوم آثار و احکام آنها با یکدیگر تفاوت دارد بنابراین در حقیقت تعداد شرایط اساسی صحت معاملات در قانون مدنی ایران پنج شرط می باشد و نه چهار شرط.
قصد در هر معامله عبارت است از اراده انشایی جدی که رابطه حقوقی خاصی را بوجود می آورد. در ایجاد این رابطه نیازی نیست که الزاماً مالک یا ماذون از طرف او رابطه را ایجاد کند بلکه حتی کسی که بر مال غیر معامله می نماید قدرت دارد این رابط را انشا کند (ر.ک ماده ۱۹۷ ق.م) و چنین رابطه ای معاملی شرط تأثیر و تنفیذ قصد است علت این توجیه روشن است زیرا اگر چه اصل رابطه حقوقی در عالم اعتبار به صرف قصد انشا محقق می گردد اما به دلیل آنکه در رابطه حقوقی همواره مال یا فعل متعینی مورد تملیک یا تعهد قرار می گیرد لازم است مالک صاحب مال یا فعل به تاثیر رابطه حقوقی رضایت داشته باشد. بنابراین بر خلاف نظر برخی نویسندگان تعریف رضا به شوق و اشتیاق به معامله صحیح نیست همچنان که صرف طیب نفس (به معنی خشودی) را نیز به معنای واقعی نباید رضا تلقی رد زیرا حتی در معامله مکره نیز اشتیاق به معامله وجود دارد و مکره برای گریز از تهدید انگیزه و اشتیاق به انجام معامله دارد همچنین ممکن است طیب نفس و میل در مقابل اکراه شدید؛ یعنی، الجا و اجبار – به نحوی که قصد سلب گردد – قرار گیرد اما طیب نفس به معنای مطلق خود حتی در حالت اکراه متعارف نیز وجود دارد. رضا به معنای حالتی است که نفس انسان در آن حالت آزادانه قصد می کند و رابطه حقوقی تاثیر خود را خواهد داشت والا اثر آن موکول به رضا خواهد بود در مورد معامله فضولی نیز به دلیل آنکه رضای معامله کننده بر مال غیر، اعتباری ندارد لذا با پذیرش تحقق اصل رابطه حقوقی , تاثیر آن موکول به رضای مالک می گردد.
به تعبیر برخی از فقها رضا عبارت از (تن در دادن) به معامله است در متون فقهی نیز معمولاً به جای (رضا)، (اختیار) به عنوان شرط صحت معامله مورد بحث قرار گفته است که این تعبیر نیز معنای مورد نظر را القا می کند.[۴۵]
بند سوم: اهلیت و صلاحیت
در زمان اعمال حق فسخ، فسخ کننده باید عاقل و بالغ و رشید باشد و فقدان هر یک از موارد مذکور، عمل او را کان لم یکن کرده و فسخ را باطل می نماید، البته سفیه و صغیر ممیز با اذن ولی یا قیم می توانند مبادرت به اعمال حق فسخ نمایند. اصولاً کارفرمای دولتی نمی تواند فاقد اهلیت باشد.
علاوه بر اهلیت، صلاحیت مقام اعمال کننده فسخ در زمان اعمال فسخ از ضروریات بوده و همچنان که در مورد انعقاد قرارداد توضیح داده شد، در مورد فسخ نیز مقررات مربوط به صلاحیت مقام اداری باید رعایت شود.
در انعقاد قراردادهای مدنی اهلیت طرفین قرارداد مطرح می باشد نه صلاحیت آنها مانند عقد بیع، لکن در قرارداد علاوه بر داشتن اهلیت صلاحیت نیز شرط است. و صلاحیت به معنای اقتدار و اختیار است که براساس قانون به یک سازمان یا شخص حقیقی اعطا می گردد.
این صلاحیت غیر قابل واگذاری است: صلاحیت های اداری هرگیزاز حقوقی نیستند که دارنده آن بتواند آن را به دیگری واگزار نماید، زیرا صلاحیت، انجام یک وظیفه است و وظیفه وتکلیف مربوط به یک ساز مان یا یک شخص است که قانون یر قرار کرده است.[۴۶]

بند چهارم: لزوم اعلام
با توجه به این که فسخ از ایقاعات بوده و عمل حقوقی یک طرفه می باشد، لذا هم چنان که گفتیم اعمال و اجرای آن نیازمند اراده فسخ کننده می باشد و چون اراده یک امر باطنی بوده، باید در عالم خارج بروز کرده و به منصه ظهور برسد. پس لازم است فسخ کننده با هر لفظ یا فعلی که دلالت بر فسخ کند آن را اعلام نماید.[۴۷]
فسخ پیمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و کارفرما مکلف است تصمیم خود را مبنی بر فسخ به پیمانکار اطلاع دهد و چون پیمان از عقود مهم اداری می باشد، در ماده ۴۷ ش.ع.پ تشریفات خاصی برای فسخ مقرر شده است. مطابق بند الف ماده مذکور، «در صورتی که به علت بروز یک یا چند مورد از حالت های درج شده در ماده ۴۶ کارفرما پیمان را مشمول فسخ تشخیص دهد نظر خود را ذکر مواردی که به استناد آنها پیمانکار را مشمول فسخ می داند به پیمانکار ابلاغ می کند…» این ابلاغ از سوی کارفرما به پیمانکار همان اعلام فسخ پیمان است و تا زمانی که کارفرما قصد خود را اعلام نکرده حتی اگر پیمان را مشمول فسخ هم تشخیص دهد، فاقد آثار حقوقی است.
اصولاً برای جلوگیری از بروز اختلاف در تاریخ ابلاغ فسخ، این عمل با ارسال نامه سفارشی یا اظهارنامه صورت می گیرد و در خصوص این که تاریخ ابلاغ اظهارنامه، تاریخ اعلام فسخ محسوب می شود یا تاریخ ارسال، با توجه به این که فسخ، ایقاع می باشد و اعلام اراده، شرط نفوذ ایقاع است، لذا از تاریخ تقدیم اظهارنامه به دایره ابلاغ مؤثر است و نیاز به مراجعه به دادگاه ندارد اما در مواردی کارفرما برای این که به سهولت و بدون هیچ مانع قانونی بتواند حقوق پیش بینی شده در ماده ۴۷ ش.ع.پ را اعمال کند ناگزیر اقدام به تقدیم دادخواست، به خواسته تائید فسخ انجام شده به دادگاه صلاحیت دار می نماید و این امر بیشتر در مورد پیمانکاران خارجی اتفاق می افتد.[۴۸]
همچنین پیمانکار نیز ممکن است در مواردی برای تائید فسخ به دادگاه مراجعه کند چنانچه در دعوی شرکت فین ایران کنتراکتور گروپ علیه وزارت مسکن و شهرسازی در پرونده کلاسه ۵۹/۴۳۵، شعبه ۷ دادگاه عمومی تهران، با وجودی که وزارت مسکن قبلاً نسبت به پیمان موضوع دعوی اعلام فسخ کرده بود، شرکت پیمانکار نیز باستناد فورس ماژور زمان انقلاب، پیمان مزبور را فسخ و از دادگاه درخواست تائید اعلام فسخ خود را کرده بود. در حالیکه در هیچ یک از مواد پیمان و شرایط عمومی و اختصاصی آن مراجعه طرفین به مراجع قضائی برای تایید اعلام فسخ پیش بینی نگردیده بود.
مبحث دوم: تحقق شرایط مندرج در ماده ۴۶ ش.ع.پ
در ماده ۴۶ ش.ع.پ موارد فسخ پیمان در دو بند (الف) و (ب) احصا شده، ۱۳ مورد در بند (الف) و ۲ مورد در بند (ب)، جمعاً ۱۵ مورد ذکر گردیده است برای این که کارفرما بتواند از حق فسخ خود استفاده کند باید حداقل یکی از موارد مندرج در ماده ۴۶ تحقق یابد و این در صورتی است که فسخ باستناد ماده ۴۶ باشد. مواد فسخ محدود به این ماده نبوده و مطابق ماده ۴۸ ش.ع.پ کارفرما در صورتیکه مصلحت ایجاد کند بدون آن که تخلفی از پیمانکار سرزده باشد می تواند پیمان را منحل نماید.
اثر فسخ نسبت به آینده است و فسخ موجب می‌شود که عقد از زمان انشای فسخ منحل گردیده و آثار آن قطع شود و اثری نسبت به گذشته ندارد. بنابراین منافعی که مورد معامله داشته، اصولاً تا زمان فسخ، باید مال کسی باشد که به واسطه ی عقد مالک شده ولی چون نمائات و منافع متصله‌ را نمی‌توان از مورد معامله جدا کرد، می‌گوئیم که منافع منفصله ی آن تا زمان فسخ مال کسی است که به واسطه ی عقد مالک شده و پس از فسخ، مورد معامله و منافع آن مال کسی است که به واسطۀ فسخ مالک شده است.
فسخ، جزء حقوق آورده شده و حکم نیست، پس طرفین می‌توانند آن را اسقاط کنند.
در قسمتی از ماده ۴۷ ش.ع.پ چنین آمده است:
«در صورتی که تصمیم کارفرما برای فسخ پیمان به استناد موارد درج شده در بند (الف) ماده ۴۶ باشد موضوع فسخ پیمان باید بدواً به وسیله هیاتی متشکل از سه نفر به انتخاب وزیر یا بالاترین مقام سازمان کارفرما (در مورد سازمان هایی که تابع هیچ یک از وزارتخانه ها نیستند) بررسی و تائید شود و مورد موافقت وزیر یا بالاترین مقام سازمان کارفرما قرار گیرد و سپس به پیمانکار ابلاغ شود».
پیمان جزء قراردادهای اداری می باشد لذا اعمال فسخ در آن با قراردادهای اشخاص خصوصی فرق دارد. کارفرما همیشه یک شخصیت حقوقی وابسته به حقوق عمومی است، از طرفی ملتزم به اجرای دقیق و صحیح پیمان است از طرفی دیگر، مأمور وابسته دستگاه اجرائی است و مکلف به انجام وظیفه بر اساس سلسله مراتب اداری و مطابق قوانین و مقررات می باشد. بنابراین اولاً حق صرف نظر از خیار فسخ را به دلخواه خود ندارد چرا که به عنوان نماینده ملت، باید حافظ منافع مردم باشد- ثانیاً باید برابر مفاد ماده ۴۷ ش.ع.پ اقدام به فسخ نماید و در غالب موارد نمی توان فوری اقدام به فسخ کرد و اختیار بیشتری لازم است به همین جهت اگر فسخ باستناد موارد درج شده در بند (الف) ماده ۴۶ باشد موضوع فسخ پیمان، باید توأمان توسط هیات سه نفره بررسی و تائید شود و سپس به تائید وزیر یا بالاترین مقام سازمان کارفرما نیز برسد و پس از آن به پیمانکار ابلاغ شود.
به نظر می رسد بررسی و تائید فسخ پیمان مطابق ماده ۴۷، الزامی بوده و بدون رعایت مفاد ماده ۴۷، پیمان قابل فسخ نمی باشد. در اصلاحاتی که در سال ۱۳۷۸ صورت گرفته ماده۹ ۴۷ تغییر یافته، قبل از آن کارفرما خود می توانست هر زمان که بخواهد فسخ را اعمال کند و نیازی به بررسی و تائید نبوده است. با تغییرات انجام یافته، تا حدودی راه بهانه جوئی کارفرما بسته شده و اختیارات وی محدود گردیده است. بررسی و تایید هیات، اشتباه کارفرما را در تشخیص موارد فسخ تا حدودی کاهش می دهد و حتی در صورت تائید هیات، طی مسیر فوق، خلع ید از پیمانکار را به تعویق می اندازد.
قراردادهای پیمانکاری علیرغم دارا بودن بسیاری از شرایط و مقررات حقوق خصوصی، از مصادیق قراردادهای حقوقی عمومی بوده و به دلیل تعلق این قراردادها به حقوق اداری که شاخه ای از حقوق عمومی است، در اجرای آن، آنچه که برای حسن اداره عمومی لازم است می توان به عمل آورد هر چند در قرارداد پیش بینی نشده باشد. آزادی فسخ پیمان، در مواردی که مصلحت اقتضاء کند از همین خصیصه ناشی می شود و کارفرمای دولتی فقط مکلف به جبران خسارات وارده از اعمال فسخ به پیمانکار می باشد. از آنجا که اعمال فسخ در اختیار کارفرما و به تشخیص او صورت می گیرد در صورت اقدام به فسخ، عمل او نه تنها غیر قابل اعتراض و غیر قابل ارجاع به دادگاه است بلکه غیر قابل برگشت نیز می باشد به نحوی که پیمانکار، فقط تحت عنوان مطالبه خسارت ناشی از فسخ می تواند به مراجع قضائی مراجعه کند بدون این که مراجعه او بتواند مانع از اعمال آثار ناشی از فسخ قرارداد بشود یعنی حتی اگر کارفرما در فسخ دچار اشتباه در تشخیص شود این امر موجب بطلان فسخ و اعاده کارها به دست پیمانکار نخواهد شد. سپردن بدون قید و شرط سرنوشت قرارداد به دست کارفرما به صرف استناد به مصلحت، او را از آوردن هر دلیلی معاف می کند و برای پیمانکار نیز تقریباً غیر ممکن است ثابت نماید که فسخ به مصلحت دستگاه اجرائی نبوده است، پس در هنگام طرح دعوی از طرف پیمانکار، چنانچه عنوان خواسته ابطال فسخ یا الغا فسخ باشد چنین خواسته ای به دلیل تعارض آن با حق فسخ یک جانبه کارفرما اکثراً مورد پذیرش دادگاه ها قرار نمی گیرد، مضافاً این که با فرض کان لم یکن شدن فسخ انجام شده، اثری بر حکم صادره مترتب نخواهد شد. زیرا موضوع پیمان به دیگری واگذار و موضوع منتفی شده است اما دعوی مطالبه خسارت مورد پذیرش واقع می شود.[۴۹]

بنداول: مراحل تائید فسخ قرارداد
تسلط قانونی شخص در اضمحلال عقد بر اساس ماده ۳۹۶ ق. م را انواع خیارات را بر شمرده است. در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هردو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد.(ماده ۳۹۹ق.م) اجرای  این حق که ممکن است در اثر داشتن هر یک از خیارات حاصل شود یک عمل حقوقی است که بایک اراده انجام می شود و نیاز به قصد انشاء دارد. لذا تحقق آن در عالم خارج نیاز به اعلان تصمیم ذی حق دارد. در صورت اختلاف در وقوع آن مدعی فسخ باید به لحاظ ادعای خلاف اصل لزوم قرارداد طبق قاعده “البینه علی المدعی” دلیل و گواهی بر وجود حق قانونی و اعمال آن ارائه و اقامه نماید و به همین دلیل گفته می شود که طرح دعوی به خواسته فسخ قرارداد و صدور حکم به آن مفهوم ندارد زیرا ایجاد و اعمال فسخ قرارداد به قصد انشاء تحقق پیدا می کند نه حکم دادگاه و در صورت اختلاف، باید حکم به تائید فسخ قرارداد صادر گردد. از سوی دیگر در صورت اعمال آن حق از زمان فسخ، آثار قرارداد نسبت به آینده زائل می گردد نه از زمان صدور حکم دادگاه  به همین دلیل در صورت تائید فسخ قرارداد زمان اعمال آن تیز باید دقیقاً مشخص شود.
واژه فسخ با تفاسخ یا اقاله و انفساخ یا فاسخ متفاوت است زیرا واژه تفاسخ یا اقاله یعنی انحلال قرارداد ناشی از تراضی و توافق متعاقدین و واژه انفساخ یا فاسخ یعنی آثار عقد خود از زمان تحقق شرط زائل می شود. به تعبیر دیگر یک نوع انحلال قهری و خود بخودی عقد است بدون آنکه نیازی به قصد انشا  باشد و شرط فاسخ یا خیار تخلف از شرط و خیار شرط متفاوت است. زیرا در شروط اخیر الذکر یکی از متعاقدین یا دو طرف  یا حتی شخص  ثالث حق دارند تا در صورت تمایل عقد را در مهلتی معین یا درصورت تحقق تخلف فسخ نمایند. این حق و اعمال ان نیز یک عمل حقوقی ونیازمند قصد انشاء است.
ارکان دعوی فسخ قرارداد (تائید یا صحت )به  ترتیب ذیل است:
الف) احراز انعقاد عقد صحیح مستند به مدرک رسمی یا عادی  یا شهادت شهود
ب) اثبات یکی از موجبات حق فسخ ناشی از قرارداد یا ناشی از قانون توام با شرایط خاص مقرر در آن و عدم اسقاط حق فسخ قراراداد به هر لفظ یا فعل که دلالت بر آن قصد کند.
تشخیص وجود یا عدم هر یک از موجبات قانونی و قراردادی با مقام قضایی است. هرچند در رسیدن به این علم و تشخیص، به لحاظ فنی بودن موضوع از نظریه کارشناسی استفاده کند مانند تشخیص صحت و سقم وجود عیب در مبیع.
ج) اعمال حق قانونی فسخ با قصد انشاء و اعلان آن در عالم خارج: با بیان شفاهی و یا کتبی که غالباً از طریق اظهارنامه یا مدرک کتبی دیگری دال بر آن مفهوم و یا با شهادت شهود اثبات می گردد.
«بنا به مراتب فوق رسیدگی به دعوی فسخ قرارداد نیازمند یک جلسه رسیدگی است که با توجه به میانگین وقت رسیدگی محاکم حقوقی، مدت زمان رسیدگی یک ماه می باشد مگر رد برخی موارد که موجبات فسخ مثل خیار غبن و عیب نیازمند جلب نظر کارشناس باشد که در این صورت دو جلسه رسیدگی و سه وقت نظارت در مدت زمان چهار ماه کفایت خواهد کرد».[۵۰]
بند دوم: فسخ قرارداد در حالت دعوای متقابل
در بعضی موارد بویژه در مواردی که ادعای متقابل ناشی از ارتباط کامل بین دو ادعا است، صرف دفاع در قبال دعوا کفایت نمى کند؛ بلکه تقدیم دادخواست ضروری است. زیرا اثبات این ادعا مستلزم اقامه دعوی و رسیدگی قضایی است.
فرض کنید خواهان اصلی که کارگزاری قرارداد به نام اوست، به استناد یک فقره قرارداد عادی، تخلیه فسخ قرارداد را از دادگاه خواستار شود و خوانده نیز در پاسخ به دعوای مزبور، به استناد یک فقره پیمان نامه که به امضای خواهان هم رسیده، مدعی مالکیت ملک متنازع فیه گردد. در اینجا منشاء دو ادعا یکی نیست، بلکه ادعای اولی ناشی از عقد اجاره است و ادعای دومی ناشی از عقد بیع. ولی ارتباط کامل بین آن دو ادعا وجود دارد. اما دادگاه نمى تواند بدون تقدیم دادخواست به ادعای خوانده که مدعی خرید رسیدگی کند. زیرا ادعای وقوع فسخ، مستلزم رسیدگی قضایی و فراهم شدن امکان دفاع برای طرف مقابل است. اگر دادگاه بدون تقدیم دادخواست، ادعای خوانده مدعی را ترتیب اثر بدهد، بر خلاف مواد ۲ و ۴۸ ق. آ. د. م. عمل کرده است. به موجب مواد مذکور، هیچ دادگاهی نمی تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر این که شخص یا اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی آنها رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند و شروع رسیدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست می باشد.

 

 
نظر دهید »
آموزه مهدویت در احیاء هویت اسلامی۹۱۳
ارسال شده در 22 خرداد 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

«اعتقاد» بنیان اصلی زندگی است؛ یعنی، آنچه را که انسان در میدان عمل انجام می‌دهد، بی‌تردید به ساختار اعتقادی او بر می‌گردد. از این رو اگر انسان دارای اعتقاد صحیح و مستحکم باشد، در صحنه عمل گرفتار لغزش و دو دلی نخواهد شد. مهمترین چیزی که به اعتقاد درست شکل می‌دهد، معرفت است.

با تحصیل معرفت می‌توان به این نتیجه رسید که؛ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تداوم‌بخش امامت ائمه هدی(علیهم السلام) می‌باشند، او واسطه فیض الهی، خاتم‌الاوصیاء و مظهر رسول خدا است، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) طریق معرفت به آفریدگار است؛ چنان که در روایات، راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولیای خدا و امامان معصوم دانسته شده است. اینان مظهر اسمای الهی‌اند و شناخت درست آنان، می‌تواند طریق معرفت خدا باشد.[۱۸۳]
شناختن نام مبارک امام و نام والدین او، تاریخ تولد و… معرفت به حسب و نسب امام است و این پایین ترین درجه شناخت بوده و حقیقت معرفت به امام (علیه السلام) از راه معرفت به امامت بدست آمده، امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: خدارا با الوهیتش( یعنی اطلاق ذاتی و هستی بیکران و قدرت بی پایان و علم سرمدی) بشناسید و رسول رابا رسالتش و امامان معصوم و نائبان امام را از طریق عمل به معروف و حفظ و اجرای عدالت و عمل بر اساس احسان بشناسید‏[۱۸۴]، پس امام با توجه به بیان امام علی (علیه السلام) آن است که سیرتش را معروف ، سنتش را عدل و سریرتش را احسان تأمین کند.کسی که امام را با این سنت علمی و عملی بشناسد، به او اقتدا کرده و مأموم او می شود.
۱ـ امامت استمرار ولایت :
نبوّت و رسالت به مثابه پیوند و رابطه ای که نبی و رسول با خالق داشته و به دریافت وحی و پیام الهی موفق می شود و پرتوی از تدبیر هدایتی خداوند را در شعاع وجود خود می یابد،‌ طبعاً در دایره ولایت قرار می گیرد. از این رو انبیاء و رسولان به عنوان بندگان برگزیده الهی، در شمار أولیاء الله می باشند.
از سوی دیگر رسولان به عنوان پیام رسانان الهی به مردم و پرچمداران هدایت آنان، جلوه ای از ولایت خدا را در میان خلق به نمایش گذاشته و بندگان را به لحاظ تشریعی سرپرستی می کند؛ از این رو آنان ولیّ مردم به شمار می آیند که به اذن خدا به تدبیر امور آنها می پردازند.
با این حال باید دانست که نسبت ولایت با نبوت و رسالت نسبت باطن و ظاهر و از جهتی نسبت عموم و خصوص می باشد. از جهتی ولایت را باید حقیقت و باطن نبوت و رسالت شمرد که این دو، فرع بر نیل به مقام معنوی ولایت است و در واقع، ولایت زیر بنای مقام نبوت و رسالت است. چون نبوت و رسالت از سمت ها و منزلت های اعتباری و تشریعی است که به جعل و گزینش الهی صورت می پذیرد:
« خداوند از فرشتگان رسولانى برمى‏گزیند، و همچنین از مردم[۱۸۵]… »
« … خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد[۱۸۶]… »
از جهت دیگر ولایت دایره اعمّی نسبت به نبوت و رسالت دارد و اولیاء شامل انبیا و رسل و دیگرانی نیز می شوند و مسأله ولایت به مثابه یک قرب و پیوند معنوی و مؤثر، اختصاص به حوزه نبوّت و رسالت ندارد و از همین رو با پایان تشریعات الهی و ختم نبوت نیز ولایت پایان نمی پذیرد .[۱۸۷]
همچنین ولایت اولیای الهی افزون بر حوزه شرایع و هدایات تشریعی ( که با نبوت و رسالت مشترک است) در حوزه حقائق تکوینی و شؤون وجودی انسان و جهان هم متصوّر است[۱۸۸]. هر چند انبیاء و رسولان نیز افزون بر هدایت تشریعی،‌ تصرفات تکوینی در حد معجزات و هدایت های خاص داشته اند، اما باید دانست که این امور ریشه در ولایت آنها دارد که به مقامات وجودی و معنوی آنها باز می گردد نه صرفاً مقام نبوت و رسالت که فرع بر آنست.
نکته فوق راز این مسأله را روشن می کند که چرا در قرآن کریم برخی بندگان خاص خدا به مثابه اولیای الهی در کنار انبیاء و رسل ، بهره مند از مقامات بلند ولایی و کرامت های ویژه الهی شمرده شده اند؛ بی آنکه از نبوت و رسالت برخوردار باشند؛ نظیر حضرت خضر (علیه السلام) و حضرت مریم (س) و جناب آصف بن برخیا شاگرد حضرت سلیمان( علیه السلام).
ولایت روح دین است و بدون آن، دین به صورت جسدى مرده و کالبدى بى‏روح خواهد بود، مانند دین بدون پیغمبرى از جانب خدا، و معالجه مریض بدون طبیب و ساختن منزلى بدون معمار و جرّاحى بیمارى بدون استاد معالج. چون سعادت مردم در پرتو دین است، و قوام دین در پرتو حافظ و نگهبان آن و عارف به اصول و فروع آن و قیّم به معارف و حقائق آن. همان طور که مردم بدون دین از جادّه انسانیّت خارج و فقط اسم انسان بر آنهاست، همین طور دین بدون امام از جاده مستقیم خارج و فقط اسمى از دین بر روى آن است.
با مطالعه در سیره رسُول خدا و مطالعه تاریخ صحیح بدست مى‏آید که نزد آنحضرت مسئله ولایت علىّ بن أبى طالب امیر المؤمنین علیه السلام برابر با اصل اسلام و هم وزن با اصل نبوت و اصل قرآن است، بلکه روح نبوت و روح قرآن است[۱۸۹].
ابو الحسن فقیه محمّد بن احمد بن على بن شاذان در کتاب «فضائل على و اولاد معصومین او علیهم السلام» که مجموعا صد منقبت است از طریق اهل تسنن‏
روایت کرده است با اسناد خود از حَبَّه العُرَنى از امیر المؤمنین علیه السلام قالَ:[۱۹۰]
«رسُول خدا به امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: من سیّد اوّلین و آخرین هستم یعنى بزرگ و سالار پیشینیان و پسینیان، وَ اى علىّ تو سیّد تمام مخلوقات هستى پس از من. اول ما مانند آخر ماست و آخر ما مانند اول ماست».
و نیز ابن شاذان از طریق عامه روایت کرده است:
«ابن عباس گوید:
حضرت رسُول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
سوگند به آن خدائى که مرا به حقّ بشارت دهنده به رحمت خود قرار داده عرش و کرسى استقرار نگرفته و فَلک به گردش در نیامده و آسمانها و زمین استوار نباشد مگر به آنکه روى آنها نوشته شده است: نیست خدائى مگر ذات مقدّس یگانه او، و محمّد است رسُول او، و علىّ بن أبى طالب است حاکم و امر کننده مؤمنان.
خداى تعالى چون مرا به آسمان بالا برد و مرا به نداى لطیف خود در شب معراج اختصاص داد گفت: اى محمّد، عرض کردم: لبّیک اى پروردگار من پذیرفتم نداى تو را و آمده‏ام براى تلقى گفتار تو. خدا فرمود: اى رسُول من من هستم محمود وتو هستى محمّد، اسم تو را از نام خودم مشتقّ نمودم و تو را بر جمیع بندگان خودم برترى و شرافت دادم. اى محمّد! برادرت علىّ را به خلافت برگزین و او را عَلَم و راهنماى هدایت مردم معرّفى کن تا مردم را به دین من رهبرى کند، اى محمّد من او را امیر و فرمانده مؤمنان قرار دادم پس کسیکه بر او حکومت و فرمانروائى کند من او را به لعنت خود گرفتار مى‏کنم، و کسیکه مخالفت او کند من او را عذاب مى‏کنم، و کسى که از او پیروى کند من او را به درجات قرب خود بالا مى‏برم. اى محمّد من على را امام مسلمانان قرار دادم، او پیشواست پس کسیکه بر او تقدم جوید من او را به خذلان خود مبتلى خواهم نمود، و کسیکه تمرّد او را بنماید من او را به جفاى خود گرفتار خواهم ساخت. بدرستیکه على سیّد و سالار اوصیاى پیمبران است و قائد و راهبر درخشنده چهرگان در منازل بهشتِ برین، و او حجت من است بر تمام مخلوقات من[۱۹۱]».
ما در قرآن مجید آیه‏اى نداریم که تمامى أنبیاء علیهم السّلام إمام بوده‏اند؛ و در بعضى آیات بر إمامت بعضى از آنان، تصریح شده است. مثلًا آیه: وَ جَعَلْنَهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا [۱۹۲]؛ بعد از ذکر حضرت إبراهیم و لوط و حضرت إسحق و یعقوب؛ و آیه: وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا [۱۹۳]؛ بعد از ذکر حضرت موسى؛ که ما از میان بنى إسرائیل أئمّه‏اى را برگزیدیم.
۱ـ با امامت حضرت علی بن ابی طالب دین تمام و کامل شد: ان الله تبارک و تعالی لم یقبض نبیه(ع) حتی …… : « در واقع, خدای متعال, پیامبرش را به جوار خویش نخوانده بود{ و هنوز پیامبر(ص) فوت نکرده بود} تا اینکه دین او را کامل نمود و قرآن را بر او نازل کرد, که در آن, توضیح هر چیزی بود و مقررات حلال و حرام و قوانین کیفری و جزایی و احکام را بیان کرد و هرچه که مردم بدان نیازمند بودند. پس خدای متعال فرمود:« هیچ چیزی را در کتاب فرو گذار نکردیم»[۱۹۴]. و در حجه الوداع{ هنگام بازگشت پیامبر (صلی الله علیه واله) در آخرین سفر حج در غدیر خم} در آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه واله) این آیه نازل شد:« امروز, دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم»[۱۹۵]مسأله امامت از مواردی است که دین به وسیله آن تمام {وکامل} شد. هنوز پیامبر(صلی الله علیه واله) از دنیا نرفته بود که آموزه های دینی را برای امت بیان کرد و راه های آن را برای مردم روشن ساخت و آنها را با هدف حق, واگذار کرد و امیر المومنین(ع) را نشانه و پیشوای آنان قرار داد و هرچیزی که امت بدان نیاز داشتند بیان کرد, پس هرکس بپندارد که خدای متعال دینش را کامل نکرده, قرآن را انکار کرده است و هرکس قرآن را رد و انکار کند کافرشده است…»[۱۹۶]

پایان نامه حقوق

۲ـ امامت به سبب علم و ایمان و با نصب الهی: « فقال الله جل جلاله:« ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه …. »[۱۹۷]: پس خدای متعال فرمود: در حقیقت, سزاوارترین مردم به ابراهیم(ع) کسانی هستند که از او پیروی می کنند و این پیامبر(ص) و کسانی که ایمان آورده اند. خدا سرپرست مومنان است. پس{جانشینی ابراهیم(علیه السلام)} فقط برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) بود و آن را به دستور الهی به عهده علی(ع) در نسل برگزیده او قرار گرفت؛{همان} کسانی که به انها علم و ایمان داد, بر اساس کلام خدای متعال که فرمود:« کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده است, می گویند: حتما شما بر فرمان خدا تا روز قیامت درنگ کردید[۱۹۸]» پس آن {امامت} به صورت مخصوص در فرزندان علی تا روز قیامت قرار گرفت؛ چون بعد از محمد(صلی الله علیه واله) پیامبری نخواهد آمد.{ بنابراین امامت تا رستاخیز ادامه خواهد یافت}؛ پس از کجا این جاهلان {رهبر و امام و خلیفه} بر می گزینند؟[۱۹۹]
۳ـ امامت, فقط در آل رسول: …..و أین یوجد مثل هذا ظنوا أن ذلک ….. یزدادوا منه الا بعداً:[۲۰۰] از کجا مثل این مطلب یافت شد که پنداشتند آن{امامت} در غیر آل رسول (ص) یافت می شود؛ به خدا سوگند! به خودشان دروغ گفتند و سخن باطل بر دوش آنان سنگینی کرد و به جایگاه سخت و لغزنده ای رفتند, که گام هایشان از آنجا به پایین می لغزد. مقام امامت را با عقل های حیران و ناقص و نظرات گمراه گر نشانه گرفتند؛ پس, از آن دورتر شدند[۲۰۱]
۴ـ امام موعود : ….. عن رسول الله…. اذا خرج المهدی من ولدی…… : امام رضا(ع) از پیامبر اکرم(ع) روایت می کند که فرمودند: « هنگامی که مهدی (ع) از فرزندان من قیام می کند, عیسی بن مریم(ع) فرود می آید و پشت سر او نماز می خواند { و به او اقتدا می کند}»[۲۰۲]
و حضرت رسول أکرم صلَّى الله علیه و آله و سلَّم که داراى مقام ولایت بوده‏اند، نه به جهت نفس نبوّت آن حضرت، بلکه بدین جهت بود که آن حضرت داراى مقام إمامت بوده‏اند؛ یعنى رسول الله، هم إمام بودند و هم نبىّ؛ مانند حضرت إبراهیم علیه الصَّلوه و السَّلام که قرآن درباره ایشان مى‏فرماید: (به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم!» [۲۰۳]
بعد از اینکه حضرت إبراهیم پیغمبر بود و خداوند به او وحى‏ مى فرستاد، خدا در قرآن مى‏فرماید: ما او را به امتحاناتى و به کلماتى آزمایش نمودیم و او به خوبى از عهده امتحانات برآمده، آنها را تامّ و تمام پس داد؛ بر أثر این تمامیّت آزمایشها و ابتلائات، ما او را در روى زمین إمام قرار دادیم.
پس حضرت إبراهیم، هم داراى نبوّت است و هم داراى إمامت. و حضرت رسول الله نیز، هم نبىّ هستند و هم إمام؛ بخلاف أئمّه ما که آنها نبوّت ندارند و فقط إمامت دارند.
یکى از آیات قرآن که بر ولایت و إمارت و حکومت أئمّه علیهم السّلام دلالت دارد این آیه است:
«اى کسانى که إیمان آوردید! إطاعت کنید از خدا، و إطاعت کنید از رسول خدا، و اولى الامرى که از شما هستند؛ پس اگر تنازع کردید در چیزى، آن را به سوى خدا و رسول برگردانید، اگر به خدا و روز قیامت إیمان دارید؛ این طریق، طریق پسندیده و اختیار شده‏اى است که بازگشت و مرجعش بسیار خوب است؛ تأویلش خوب است. [۲۰۴]»
یعنى اگر در این راه حرکت کنید، عاقبت شما خیلى خوب خواهد بود و در مسیر اجتماع، از همه مواهب بهره‏مند و متمکّن مى‏شوید؛ و به آن محلّ و جائى که از نقطه نظر سیر کمالى خود باید برسید، خواهید رسید!
ما با این آیه استدلال بر ولایت معصوم نموده و استفاده خواهیم کرد که: أُولوا الامر حتماً باید معصوم باشند. این آیه از آیات روشن و بارز قرآن مجید است که أُولوا الامر را منحصر به أئمّه أطهار علیهم السّلام مى‏داند و به عنوان ولایت، آنها را که معصومند، واجب الإطاعه شمرده است.
إطاعتِ خدا پیروى قرآن، إطاعتِ رسول عمل به سنّت، و إطاعتِ اولى الامر در أحکام وِلائیّه است‏
تقریب استدلال بدین طریق است که مى‏گوئیم: در آیه شریفه: یأیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوا اللَهَ، إطاعت خدا، متابعت از أحکام إلهیّه‏اى است که در قرآن کریم بیان شده؛ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الامِینُ* عَلَى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ [۲۰۵]
إطاعت خدا، یعنى إطاعت از کتاب خدا و آیات خدا؛ هر جا از إطاعت پروردگار صحبت شد، مقصود إطاعت از آیاتى است که بر پیغمبر در قرآن مجید نازل شده. این إطاعت خداست!
و البتّه معلوم است که قرآن مجید در تفاصیل و جزئیّات امور، وارد نشده است، بلکه متعرّض کلیّات و أحکام کلّیّه است؛ مانند وجوب نماز، زکوه، حجّ، جهاد و غیرها، ولى خصوصیّاتش بیان نشده است.

نظر دهید »
دسترسی به منابع مقالات :تأثیر به‌ کارگیری روش شبیه‌سازی در محیط ساختن‌گرایی بر خلاقیت دانش‌آموزان در درس …
ارسال شده در 22 خرداد 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

برای این که دانش‌آموزان به یادگیری اثربخش نایل آیند، معلم باید طی فرایند تدریس به اصولی که یادگیری بر آن استوار می‌شود، توجه داشته باشد، مانند:

افکار، عواطف و تصویرسازی‌های ذهنی به طور هم‌زمان در تعامل با یکدیگرند، و به تغییر اطلاعات می‌پردازند. کاربرد روش‌های مختلف به منظور فعال‌سازی بخش‌های مختلف مغز و هماهنگ ساختن تجربه‌های دانش‌آموزان بسیار ضروری است.
محتوای برنامه‎ی درسی باید با توالی مناسب تنظیم و تدریس شود، اطلاعات را باید به اجزای معنی‎داری تفکیک کرد و زمینه را برای درک و دریافت کلی از اطلاعات را آماده ساخت.
زمینه‎ی حسی تدریس موجب واکنش بیشتر مغز می‎شود. همه‌ی جنبه‎های محیط آموزش در یادگیری مؤثرند. معلم باید علاقه‎ی دانش‎آموزان را از طریق احترام‎گذاری به احساسات، عقاید و … برانگیزد. با آنان ارتباطات غیررسمی منطقی داشته باشند و شرایط متنوع و مطلوبی را برای یادگیری به وجود آورند.
مغز در برابر الگوهای فاقد معنا مقاومت می‎کند. مغز، الگوها را تولید می‌کند. الگوسازی، یعنی سازماندهی اطلاعات. به اطلاعات از هم گسیخته و غیرمرتبط الگوی فاقد معنا گفته می‎شود.
دانش‌آموزان پیوسته در حال الگوسازی‎اند. نمی‎توان الگوسازی را متوقف ساخت. اما می‎توان آنان را جهت داد. تصویرسازی ذهنی و تفکر انتقادی نمونه‎هایی از الگوسازی‎اند. تدریس اثربخش، دانش‎آموزان را قادر می‎سازد تا الگوسازی کنند. برقرار ارتباط میان برنامه‌ی درسی و زندگانی زمینه‌ی معناسازی و الگویابی را برای دانش‎آموزان به وجود می‎آورد.
عوامل مختلفی در یادگیری نقش دارند، مانند: زمینه‎های ذهنی، هیجان‎ها، اعتماد به نفس، انتظارات و … معلم باید نگرش‌ها و احساسات دانش‎آموزان را بشناسد و درک کند به آنان کمک کند. حمایت‎گر آنان باشد و بر یادگیری آنان اثر بگذارد.
یادگیری در محیط ملموس بهتر شکل می‎گیرد. محیط یادگیری باید کنجکاوی و میل به نوآوری را در دانش‎آموزان برانگیزد. درس‌ها باید معنادار باشند. باید به روش‎های مختلف به تدریس پرداخت تا درس‎ها معنادار شوند. مغز ضمن ثبت موارد آشنا به طور هم‎زمان برای پاسخ‎دهی به محرک‎های جدید هم می‎کوشد. معنایابی هرگز متوقف نمی‌شود، فقط می‎توان آن‎ها را منظم‎تر ساخت. توجه به موارد پیش به گفته معنایی کمک می‎کند.
یادگیری به یک‎باره به وجود نمی‏آید. یادگیری طی زمان شکل می‎گیرد. محیط یادگیری اثرگذار باید فرصت‏های لازم برای پردازش را در اختیار دانش‎آموزان قرار دهد.
مغز انسان‌ها به هم شباهت دارد، ولی انسان‌ها از لحاظ وراثت متفاوت‌اند. پیش دانسته‎های مختلفی دارند. محیط پرورشی یکسانی ندارند. مغز هر کس به گونه‏ای سازمان یافته است. دانش‎آموزان مثل هم نیستند. باید به تفاوات‌های فردی آنان توجه داشت. آنان باید جهان را بر اساس ملاک‎های ذهنی مخصوص خود درک کنند. باید به فعالیت‎های مختلفی بپردازند. از روش‏های متفاوت تدریس بهره‏مند شوند و یاد بگیرند. معلم باید برای کارکرد بهینه‌ی مغز دانش‎آموزان بکوشد (فرخ‌مهر، ۱۳۸۸: ۵۱-۵۰).
۲-۱-۲٫ رسانه‌های آموزشی[۲۷]
رسانه آموزشی که در لغت به واسطه ، وسیله ، ماده وسط ، رابط دو چیز ، حدّ فاصل و بالاخره وسیله نقل و انتقال تعریف شده است . تمام این معانی با آنچه اصطلاحاَ رسانه آموزشی نامیده می‌شود مطابقت دارد. هر کانال ارتباطی که به کمک آن پیام آموزشی در اختیار یادگیرندگان قرار بگیرد و هدف آن آموزش و کمک به یادگیری باشد را رسانه آموزشی گویند. ویژگی‌های رسانه باید متناسب با ویژگی‌های مخاطب باشد، بنابراین رسانه آموزشی وسیله‌ایست که کلیه محتوای آموزشی را از طریق آن می‌توان به فراگیران منتقل کرد (فردانش، ۱۳۸۸: ۱۸۶).
چند رسانه‌ای‌های آموزشی[۲۸]
همان‌گونه که از نام این واژه برمی‌آید، از تلفیق و ترکیب چندین رسانه تشکیل شده است. برای چندرسانه‌ای تعاریف و توصیف‌های متعددی آورده شده است. از جمله می‌توان گفت:

 

نظر دهید »
توسعه مدل مهندسی مجدد فرایندها مبتنی بر مدیریت دانش و فناوری اطلاعات۱
ارسال شده در 22 خرداد 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

    1. شناخت فرآیندهایی که به نو آوری نیاز دارند.

 

    1. تعیین سطوح تغییرات

 

    1. تدوین دیدگاه های فرآیندی

 

    1. درک و فهم فرآیندهای جاری

 

    1. طراحی و ارائه فرآیندهای جدید

 

۲-۱-۷-ابزارهای مهندسی مجدد
سازمانها برای شناسایی توالی و تعاملات فرآیندها از روش های مختلفی استفاده می‌کنند که متداول ترین آنها بازنمایی فرایند[۴] است. بازنما فرایند (فلوچارت) یک نمایی است که به توصیف گرافیکی تعاملات بین فرآیندها می‌پردازد. یک نقشه فرایند، نمایش گرافیکی فعالیت‌هایی است که فرایند را تشکیل می‌دهند. به بیان دیگر بازنمایی فرایند یک روش سیستماتیک برای مستند کردن فرایند، و زمان های چرخه‌ای مرتبط با آنها است. این فلو چارت‌ها یک طریقه سریع و موثر برای توسعه یک تصویر ویژه از سازمان در سطوح مختلف ذیل نشان می‌دهد.
دانلود تحقیق و پایان نامه

 

    1. توالی و تعاملات کارویژه‌های سازمان (سطح صفر- چهارچوب مفهومی کارویژه‌های سازمان)

 

    1. توالی و تعاملات فرآیندها (سطح ۱ - نقشه‌های کلان فرآیندها)

 

    1. فعالیت‌ها (مراحل کلیدی) یا رخ داده‌های درون یک فرایند موجود (سطح دوم- نقشه جزئیات فرایند)

 

    1. تعریف جزئیات یک فرایند و نقاط کنترل (سطح سوم- نقشه جزئیات فرایند)

 

این بازنمایی چند سطحی، فرایند تحلیل عملیات از بالاترین سطح سازمان را تا سطح فعالیت‌ها و رویه‌های خاص را ممکن و آموزش و درک کار را تسهیل می‌کند. نقشه چند سطحی فرایند، یک سلسله مراتب از فلو چارتها و فهرست‌های مورد استفاده از طریق تعریف فرآیندها تا سطح فعالیت‌ها و وظایف و دستورالعمل‌ها می‌باشد. در ادامه هر یک از سطوح بصورت اختصار تشریح می‌گردد.
سطح صفر:
چهارچوب مفهومی از کارویژه‌های سازمانی است.
سطح (۱): نقشه‌های کلان فرایند
دیدگاه کلی در بازنمایی فرایند با یک نگرش کلان، که اجزاء اصلی سیستم سازمان است، شروع می‌شود. در این نوع از نقشه‌ها توالی و تعاملات فرآیندهای سازمان را نشان می‌دهد. (شکل ۲-۳)
شکل شماره۲-۳٫ فرایندهای اصلی کارویژه
سطح (۲): نقشه‌ خرد فرایند
این نوع نقشه توالی مراحل کلیدی یا فعالیتها را در فرایند برای تبدیل داده‌ها به ستاده‌ها توصیف می‌کنند. به عبارت دیگر مراحل کلیدی یک فرایند را شناسایی کرده و در چارت مراحل کلیدی و مسئول انجام فرایند را مشخص می‌کند.
سطح (۳) : نقشه جزئی‌تر فرایند
این نوع نقشه مراحل انجام هر فعالیت و نقاط کنترل را در یک فرایند توصیف می‌کند.
۲-۱-۸- مراحل(چرخه) ایجاد مهندسی مجدد فرایندها
با توجه به اینکه، چرخه ایجاد مهندسی مجدد فرایندها نه تنها درک ما را از فرایندها افزایش می دهد بلکه در درک نیازمندی های آنها به ما کمک می کند. بنابراین برای شناخت و درک عمیق مهندسی مجدد فرایندها مراحل (چرخه) ایجاد مهندسی مجدد فرایندها را بررسی می کنیم.
مراحل پیاده سازی مهندسی مجدد فرایندها را در یک سازمان می توان به ۶ مرحله تقسیم کرد (Jung, Chio, Song 2007) که عبارتند از:
مرحله اول: ایجاد یا طراحی فرایند[۵]
مرحله دوم: مدلسازی فرایند[۶]
مرحله سوم: تحلیل اولیه فرایند[۷] (تحلیل قبل از اجرای فرایند)
مرحله چهارم: تصویب و اجرای فرایند[۸]
مرحله پنجم: تحلیل ثانویه فرایند[۹] (تحلیل بعد از اجرای فرایند)
مرحله ششم: رشد و تکامل فرایند[۱۰]
در ابتدا، چارچوب اولیه فرایند به وسیله طراحان و متخصصان فرایند طراحی و ایجاد می شود که دانش کافی در باره انجام و نحوه ی اجرای فرایند دارند. به عبارت دیگر خبرگان و آگاهان با توجه به هدف مورد نظر چارچوب فرایندی را طراحی می کنند. خبرگان و طراحان فرایند کسانی هستند که دانش کافی در مورد فرایند و چگونگی اجرای آن دارند. هنگام طراحی فرایند باید به کسانی که به نوعی با فرایند سروکار دارند توجه شود مانند کارگران (کسانی که فعالیت های فرایند را انجام می دهند)، مشتریان (کسانی از خروجی های فرایند بهره می برند) و شرکاء. به عبارت دیگر طراحان نیازها و ایده های گوناگون را تحلیل و ترکیب می کنند. به عبارت دیگر در طراحی فرایند باید یک نگاه به فرایند و یک نگاه به دینفعان باشد. چون در این مرحله مولفه های گوناگونی در نظر گرفته می شود این مرحله را مدلسازی فرایند می گویند. یعنی باید چارچوب فرایندی طراحی شده را با متغیرهای ذینفعان مدلسازی کرد.فرایند طراحی شده به زبان مدلسازی فرایند، قالب فرایند ((process template نامیده می شود. (۱۹۹۸،Davenport) در مرحله سوم یا مرحله تحلیل قبل از اجرای فرایند با بکار بردن متدهای تحلیلی گوناگون مانند متد تحلیل ساختار،PERT/CPM و تکنیک های شبیه سازی مانند perti-net قالب ساختار ایجاد شده اصلاح و بهینه می شود. منظور از مرحله تحلیل فرایند این است که قبل از اجرای فرایند باید از امکان پذیر بودن آن اطمینان حاصل نمود. در طول مرحله تصویب و اجرای فرایند نمونه آزمایشی از قالب های فرایندی ایجاد شده اجرا و بازیابی می شوند. در این مرحله فرایند طراحی شده بصورت آزمایشی اجرا می شود تا نقایص و کاستی های آن شناسایی و برطرف گردد. طراحان بعد از اجرای آزمایشی با توجه به کاستی های شناسایی شده در مرحله قبل تحلیل های مناسب را انجام می دهند و بر طبق نتایج این تحلیل ها قالب فرایندی مناسب برای نمونه فرایند طراحی شده را استنتاج می کنند. این مرحله تحلیل ثانویه یا تحلیل بعد از اجرا نام دارد به عبارت دیگر فرایند ایجاد شده بطور آزمایشی اجرا می شود تا اصلاحات مناسب روی آن انجام شود و بعد از این مرحله فرایند نهایی می شود ((Jung, Chio, Song 2007.
بطور کلی، آگاهان فرایندی را طراحی نموده و با توجه به ذینفعان گوناگون آنرا مدلسازی می نمایند و بعد از تحلیل مقدماتی برای شناسایی کامل نقاط ضعف آن و نهایی کردن فرایند آن را بصورت آزمایشی اجرا می کنند.
در فرایند مهندسی مجدد این مراحل بصورت یک حلقه در نظر گرفته می شود و ابتدا و انتهای آن مشخص نیست. بطور پیوسته و مداوم باید اجرا گردد تا فرایند بهنگامی خود را حفظ کند.
۲-۲- مدیریت دانش
۲-۲-۱- مفاهیم و سلسله مراتب دانش
در شکل زیر سلسله مراتب دانش مشخص شده است.
شکل ۲-۲ سلسله مراتب دانش
خرد

نظر دهید »
مقایسه حروف ربط و اضافه فارسی با عربی (بیان اشتراکات و تفاوت ها)۳
ارسال شده در 22 خرداد 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

یادآوری = گاهی حرف « بل » بقرینه حالی حذف می شود مانند:‌
چاره ای بایدم نه خرد بزرگ تا رهد گوسفندم از دم گرگ
(هفت پیکر به نقل از کتاب حروف ربط و اضافه دکتر خطیب رهبر، ص ۲۳۶)
« بل » در زبان عربی :‌
یکی از الفاظ مرکبی به حرف باء آغاز می شود « بل » است که حرف اضراب و انتقال نامیده می شود و این لفظ از جمله حروفی است که بر مفرد و همچنین جمله « اسمیه – فعلیه » وارد می شود و بر همین اساس از نظر حکم و معنی متفاوت است.

اگر بعد از « بل » جمله واقع شود، در این صورت حرف ابتداء بوده و مفید بخش یکی از دو معنای باشد:‌
۱-‌إضراب ابطالی :‌مقتضی نفی حکمی است که قبل از ‌« بل » مطرح شده و مشروط بر این است که قبل از آن غیر واقع و مدّعی آن کاذب باشد مانند:‌
« قالوا اتَّخُذَ الرّحمنُ وَلَدًا سُبْحانَه بَلْ عبادٌ مُکْرَموُن » «انبیاء ، ۲۶»
یعنی : (و مشرکان) گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است،‌خدا پاک و منزه از آن است بلکه همه بندگان مقرّب خدا هستند. (ترجمه و شرح مغنی الأدیب،‌حسینی،‌ج ۲،‌ص ۵۶)
« أوْ یقولونَ به جِنّهٌ، بل جاءَ هم بالحق »
(جامع الدروس العربیه،‌غلایینی،‌الجزء الثالث،‌ص ۲۵۰ )
۲-إضراب انتقالی – این قسم مفید بخش انتقال از یک غرض به غرض جدیدی است با این تفاوت که غرض جدید بعد از « بل » عنوان می شود و حکم سابق « قبل از بل » همچنان به حالت خود باقی است همانند‌:‌
« قَدْ أفْلَحَ مَنْ تَزَکّی وَ ذکَرَ اسْمَ رَبِّ فَصَلّی بَلْ تُؤثِرونَ الحَیوهَ الدُّنیا‌» «اعلی ، ۱۵ و ۱۶»
یعنی: محققاً رستگار و پیروز شد هرکس پاکی پذیرفت و نام پروردگارش را یاد کرد پس نمازگزارد،‌بلکه شما آدمیان زندگی دنیا را بر می گزینید و ترجیح می دهید. » (همان،‌ص ۵۷)
«‌ولدنیا کتابٌ یُنطِقُ بالحقِ و هُم لایُظْلَمونَ بل قلوبُهُم فی غمْرهٍ مِن هذا » «مومنون ، ۶۲ »
یعنی : نزد ما کتابیست که آن کتاب سخن به حق گوید و بهیچ کس ستم نخواهد شد،‌بلکه دلهای کافران از این (لوح محفوظ ) در جهل و غفلت است.
(جامع الدروس العربیه، غلایینی، الجزء الثالث،‌ص ۲۵۰)
« ما أنَا انْتَجَیْتُهُ بَلْ اللهُ انْتَجاهُ »
یعنی : من او را برای نجوای مطالب خاص انتخاب نکردم، بلکه خدای وی را برای نجوا برگزید.
(ترجمه و شرح مغنی الأدیب،‌حسینی،‌ج ۲، ص ۵۷)
یادآوری ۱– بل گاهی به معنای استدراک به منزله لکن می آید و آن هنگامی است که بعد از نفی یا نهی واقع شود مانند ‌:‌
« ما قامَ سعیدٌ بل سعیدٌ »
« لایَذْهَبُ سعیدٌ بل خلیلٌ »
(جامع الدروس العربیه،‌غلایینی، الجزء الثالث، ص ۲۴۹)
یادآوری ۲- گاهی قبل از « بل » حرف « لاء » زائد به کار می رود ] پس از کلام مثبت یا منفی [. مانند بیت زیر:‌
ووَجْهُکَ البدُر، لا،‌بَلِ الشمسُ لَو لَم یُفْضَ لِلشَّمسِ کَسْفَه اَو أفولُ
یعنی:‌چهره تو ماه شب چهارده می باشد نه، بلکه خورشید است اگر کسوف یا غروبی برای آن منظور نشود.
(معانی حروف با شواهد از قرآن و حدیث، دکتر رادمنش، ص ۱۸۰)
تَبْکِی علی آلِ النّبیِّ محمدٍ و ما أکثرتْ فی الدَّمعِ لابل أقَلَّتْ
یعنی :‌چشم بر آل پیامبر گریه می کند، و آن چشم زیاد نکرده در ریختن اشک، بلکه کم گریسته است.
(ترجمه و شرح مغنی الأدیب،‌حسینی، ج ۲، ص ۵۹)
یادآوری ۳- در زبان فارسی هم « لا » قبل از « بل » به کار می رود مانند:
(موسی)از خویشتن نترسیدی برکشتن و از بیم شدن جان،‌لا بل از آن می ترسید که پیغامبری تمام نشود.
(ص ۸۸ تاریخ بلعمی به نقل از کتاب حروف ربط و اضافه دکتر خطیب رهبر، ص ۲۳۷)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با چنین پیران لا، بل که جوانانِ چنین زود باشد که شود عقدِ خراسان تنظیم
(تاریخ بیهقی، به کوشش دکتر خطیب رهبر، ج ۲، ص ۵۲۱)
ای میوه دل من لا بل دل ای آرزوی جانم لا بل جان
(فروخی به نقل از کتاب حروف ربط و اضافه دکتر خطیب رهبر، ص ۲۳۷)

 

«حاشا»
« حاشا » در زبان عربی به سه صورت می آید:‌

 

 

  1. حرف جر اگر حاشا به معنای استثناء به کار رود مانند:‌

 

اَهْمَلَ التلامیذُ حاشا سَعیدٍ. (یعنی:‌دانش آموزان تنبلی کردند امّا سعید تنبلی نکرد؛ او از تنبلی منزّه است. )
(معانی حروف با شواهد از قرآن و حدیث،‌دکتر رادمنش ص ۷۴)
۲)فعل متعدّی متصرّف از باب مفاعله و « حاشا»‌در اصل به این صورت « حاشَیَ » بوده که یاء متحرّک ما قبل مفتوح، به الف قلب گردید.[۸۴]
این فعل « حاشا » به معنای « استثنی » است همانند:‌‌« حاشیتهُ » که به معنای « استثنیتهُ » می باشد.
(ترجمه و شرح مغنی الأدیب،‌حسینی،‌ج ۲،‌ص ۹۳)
یادآوری ۱- حاشا لفظ مشترک بین حرف و فعل می باشد،‌اگر آن را حرف بگیریم، بعد از آن را مجرور می کنیم و اگر گفته شود که آن از ادوات فعلیه است بعد از آن را منصوب می کنیم.
(شرح المفصل، ابن یعیش‌،‌ج۲،‌ص ۷۸)
یادآوری ۲- اگر قبل از « حاشا » « ما » بیاید، بعد از آن منصوب می شود.
رأیتُ الناسَ ما حاشا قرشاً فإنّا نحنُ أفضلُهم فعالاً
(شرح ابن عقیل، عبدالله ابن عقیل،‌المجلد الثانی، ص ۶۲۳)

 

 

  1. نوع دیگر از « حاشا » حاشای تنزیهی نامیده می شود و کاربرد این قسم بدین گونه است که هرگاه گوینده‌ای بخواهد کسی را از فعل و صفت بدی منزه و مبرا بداند از این لفظ «حاشا» استفاده می‌کنند و کیفیت استعمال این نوع به این شیوه است که بعد از « حاشا » کلمه‌« الله » عنوان می شود و غالباً الفِ « حاشا » از آن حذف می گردد،‌همانند :‌

 

« قُلْنَ حاش لِلهِ ما عَلمْنا علیه مِنْ سوءٍ ….» . «یوسف، ۵۱»
یعنی:‌همه گفتند :‌حاش لِله که ما از یوسف هیچ بدی ندیدیم (و جز عفت نفس در او مشاهده نکردیم).
یادآوری ۱- اگر « حاشا » برای تنزیه آورده شود،‌معنای استثناء ندارد و حرف جر نمی باشد. [۸۵]
یادآوری ۲- « حاش لِلّه » در زبان فارسی از « أصوات » است،‌یعنی شبه جمله ای است که در تحذیر و انکار گویند. [۸۶]
مانند مثال های زیر:‌
 

 

 
 
 


نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 44
  • 45
  • 46
  • ...
  • 47
  • ...
  • 48
  • 49
  • 50
  • ...
  • 51
  • ...
  • 52
  • 53
  • 54
  • ...
  • 702
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 دلایل عدم عاشق شدن
 درآمد اینستاگرام هوش مصنوعی
 اشتباهات فروش آنلاین
 درمان تیروئید گربه
 وایرال مارکتینگ آرایشگری
 عبور از بحران رابطه
 تحقیق کلمات کلیدی سئو
 درآمد آموزش نرم‌افزار
 برنامه‌نویسی درآمدزا
 مراقبت سگ ماده پریود
 حفظ احترام در رابطه
 جذب ترافیک مستقیم سایت
 فروش موفق دیجیکالا
 درآمد افیلیت مارکتینگ
 ترفندهای بازاریابی ضروری
 بهبود چگالی کلمات سئو
 جلوگیری از پایان عشق
 درآمد نوشتن مقالات تخصصی
 رهایی از انتظارات غیرواقعی
 درآمد ساخت پادکست
 آنالیز رقبای فروشگاه
 پست مهمان حرفه‌ای
 بهبود عملکرد رایتر
 افزایش محبت همسران
 درآمد راهنمای سفر آنلاین
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • روش های سريع و آسان درباره میکاپ
  • راهکارهای ضروری و طلایی درباره میکاپ
  • توصیه های ارزشمند و حرفه ای درباره آرایش که حتما باید بدانید
  • ☑️ تکنیک های ضروری و کلیدی درباره آرایش
  • این موارد را درباره میکاپ جدی بگیرید (آپدیت شده✅)
  • مواردی که کاش درباره آرایش دخترانه و زنانه آنها را می دانستم
  • هشدار!  رعایت نکردن این موارد درباره آرایش مساوی با ضرر حتمی
  • ترفندهای اساسی آرایش دخترانه و زنانه (آپدیت شده✅)
  • ❌ هشدار! ضرر حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • توصیه های طلایی و ضروری درباره آرایش
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش برای دختران
  • مقالات و پایان نامه ها – ۲-۱-۲۲- تئوری رهبری مبتنی بر موقعیت – 7
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – قسمت 24 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – تعریف متغییر های پژوهش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود منابع پایان نامه ها – مبحث اول: مفهوم و ارکان عقد استصناع – 8
  • مقاله-پروژه و پایان نامه | شاخص‌های آماری – 8
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – متغیرهای مدل و تعریف عملیاتی آن‌ ها – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی| ۳ ) بهبود در به کارگیری رهاوردهای فناورانه. – 3
  • مقالات و پایان نامه های دانشگاهی – قسمت 22 – 3
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – ۲-۲- ماهیت حقوقی حیازت مباحات – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل های دانشگاهی | قسمت 18 – 3
  • دانلود پایان نامه و مقاله | . – 9
  • فایل های مقالات و پروژه ها | گفتار دوم: نوع خانواده در نظام سیاست جنایی ایران – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده – ج: در حالت مورد تهدید واقع شدگان – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها – ادبیات نظری : – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – ۱۴-۲شهرت سازمانی و برند – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – الف) واژه ­ها و اصطلاحات استاندارد: – 7
  • دانلود فایل های دانشگاهی | گفتار دوم: سیستم ایالت متحده امریکا و اتحادیه اروپا راجع به گواهی الکترونیکی – 5
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | فصل سوم : بطلان وقف ناشی از حقوق مالکیت فکری و بررسی نظریات قابل تائید در صحت وقف حقوق مالکیت فکری – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پروژه و پایان نامه | ۲-۷- تحولات تاریخی انگیزش : – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۶-مدیریت استعداد درفرایندهای توسعه منابع انسانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – پیشینه تحول در آموزش و پرورش پس از پیروزی انقلاب اسلامی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | بند اول : محدود بودن تعهدات اطلاعاتی به حقایق و اطلاعات عمده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 8 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – قسمت 23 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – ۵-۵-۲- امتناع حضور معتاد در نزد پزشکی قانونی – 1
  • دانلود پایان نامه و مقاله – ۲-۲-۲ اهداف بورس کالا – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – شکل۱- ۱) مدل علّی تحقیق( – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی- مهرامضاء :الف .۲ – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • خرید متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۲-۱- بنگاه های کوچک و متوسط – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | کیفیت زندگی در خانواده های بیماران مزمن روانی: – 4
  • دانلود پایان نامه و مقاله – ۲-۱۷: سازمان خصوصی­سازی – 7
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات و پایان نامه ها | ۲-۱-۶- ارتباط دین و اخلاق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل های دانشگاهی – ۲-۳-۲- جایگاه و اهمیت ذهنیت و برداشت از مشتری – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه – انواع تفکر منفی و تحریفات شناختی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه | ۲-۷-۶-۳- جایگاه قانون تشویق و حمایت سرمایه ­گذاری خارجی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • مقاله-پروژه و پایان نامه | قسمت 16 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده – قسمت 2 – 2
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 25 – 2
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان